۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه

ایران-يادي از مجاهد قهرمان علي اصغر عمادي چاشْمي

آيين تو برخاستن است
نه جا مي ماني در دل خاكستر
نه گم ميشوي در تن غبار
تو شمع نيستي
كه جاري بماني در مرگ
تو هماره خورشيدي
در آفاق يا در حصار
تيغ شب در مي ماند آنگاه كه تو ديده مي گشايي
بگذار بخت خود را بيازمايد تيغ شب
 علي اصغر عمادي چاشْمي
از آخرين نوشته و اثر ماندگار از علي اصغر عمادي
”ارزش انسانِ امروز به جنگ و مبارزه براي آزادي است”.
اصغر عمادي در انقلاب ضد سلطنتي درشمارفعالترين جوانان قائمشهر بود. و ازهمين جا با مجاهدين آشنا شد. با اينكه تكنسين برق صنعتي و داراي شغل بود، اما زندگي و رفاه فردي او را قانع نميكرد. چرا كه مردم محروم را ميديد كه چگونه براي كمترين خواسته هايشان سركوب ميشوند. از اين رو آرمان آزادي، اصغر را به مجاهدين در مازندران رهنمون كرد. به خاطر رويارويي با عوامل استبداد مطلقة فقيه، علي اصغر در سال60 دستگير شد و تا پايان همان سال در شكنجه گاههاي سمنان و قائمشهر محبوس بود. اما اصغر كسي نبود كه با شكنجه و زندان تسليم شود و دست از آرمان خود بردارد. پس از آزادي از زندان هستة مقاومت تشكيل داد و به فعاليتهاي تبليغي در راستاي خطوط و سياستهاي سازمان دست زد.
با تشكيل ارتش آزاديبخش ملي، اصغر عزم خود را براي پيوستن به آن جزم كرد و با تلاشهاي پيگير موفق شد در سال 1367 خود را به صفوف رزمندگان شهر اشرف برساند. اصغر به دليل تخصصي كه در برق داشت، سالها از مسؤلان برق اشرف بود و در سختترين شرايط و محاصره 5ساله اشرف، به بهترين صورت و ابتكارات و خلاقيتهاي خود و ساير يارانش برق اشرف را تأمين كرد.
روحية فعال و بشاش اصغر و تواضع و افتادگيش، از او الگوي رزمندهاي تمام عيار و هر لحظه حاضر به جنگ ارائه ميداد.
اصغر با عبور از انقلاب ايدئولوژيك مجاهدين، در مبارزه با رژيم آخوندي بسا مستحكمتر شد.
در نوشته اي به تاريخ 28 آبان 91 مينويسد
” هيهات مناالذله من به خود نامدم اينجا كه به خود باز روم. روزيكه خود را يافتم يتيم و درمانده و بي پرو بال بودم، خداوند به من رهبري شايسته مسعود و مريم را داد و مرا به سبب انها عزت و كرامت بخشيد. ... گم گشته و سرگردان بوديم اين مسعود بود كه به ما راه را نشان داد و اين انقلاب خواهر مريم بود كه ما را بالا و بالاتر برد و به مقم انسان رساند.
هيهات، هيهات، هرگز دست از چنين رهبري شايسته برنخواهم داشت …».
حركت به سمت آزادي و حاكميت مردم نياز به انقلابيوني دارد كه با آگاهي عميق و چشماني باز حركت كنند و پيش بروند.
در افقي نزديك، سرنگوني آخوندهاي حاكم بر ايران را ماده ميبينم. هرگز خون ما از خون هزاران رزمنده آزادي رنگين تر نبود. اگر هستيم از براي جنگ براي آزادي است. امروز مأموريت و نقشه مسير من ادامه راه حضرت علي و امام حسين ع همان جنگ با بي عدالتي و براي آزادي است”.
مرداد 91.
آخرين اثر ونوشته اصغر اوج ايمان راسخ او به سرنگوني را نمايان ميكند او درمرداد92 نوشته بود
«با ايمان راسخ به وارد شدن به دوران سرنگوني رژيم، معتقدم كه هرآنچه در ليبرتي واشرف ميگذرد، همه اش فتح مبين است و به سرنگوني ميانجامد
بي شك از خون اين دلاور هزاران ستاره و اشرف ديگر تكثير شده و ميشود
كما اينكه فرزند اواميرمسعود عمادي
دركنفرانس گراميداشت شهيدان قتل عام اشرف در واشينگتن در (23شهريور92) گفت
مرگ پدر من بيهوده و باطل نبوداو
خطاب به هم ميهنانش در ايران منجمله خويشاوندانش که در خيابانها اعتراض کردند و بخاطر اينکه بخشي از جنبشي هستند که پدرم در حمايت از آن جانفشاني کرد، يعني سازمان مجاهدين خلق ايران، زنداني شده اند گفت: ما براي ترسيم آينده مي جنگيم. شک ندارم که دست در دست هم خواهيم توانست تغيير سازنده اي را که در پي آن هستيم ايجاد کنيم
سرنگوني با اين خونهاي و با عزم راسخ اين جوانان كه ادامه دهندگان اين راه و آرمان هستند بي شك در دسترس و محقق شدني و نزديك است
برای مطالعه کامل زندگی نامه اینجا کلیک کنید