۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

ایران-يادبود مجاهد قهرمان میر شجاع الدین متولی جلالی

مجاهد قهرمان میر شجاع الدین متولی جلالی
من ميرشجاع الدين متولي جلالي… با عشق عميقي كه به همة زيباييهاي زندگي ام دارم، و همين درك عميق به همة زيباييهاي زندگي بود كه خود را در مسير اهداف سازمان مجاهدين خلق ايران قرار دادم مي روم تا با فدية خود زيبايي زندگي را براي آنهايي كه از آن محروم هستند، به ارمغان بياورم
به مادر عزيزم نيز سلام برسانيد و بگوييد كه مي دانم خيلي برايم زحمت كشيدي و مثل هر مادر ديگري انتظاراتي داشتي،كه ظاهرا به آن نرسيدي؛ ولي در غياب من مي بايست سرافراز باشد. و افتخار كند كه در دامان سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران پرورش يافته ام و اگر آرزوداشت بعد از چند سال دوري مرا يكبار ببيند، مي تواند مرا در دستان (پرپينة) دختران قالي باف، در دستهاي چروكيدة كارگران و پاهاي ورم كردة زنان و مردان مزارغ گيلان، و در چشمان گريان هزاران پدر و مادر و همسراني كه در جنگ ضدميهني خميني دجال، عزيزان خود را از دست داده اند پيدا كند.
هركس اگر مي خواهد بداند كه من چگونه زندگي را دوست داشتم، به درياي انقلاب بپيوندد و هر كمكي كه از دستش بر بيايد، براي پيروزي ارتش آزاديبخش انجام دهد و از محيطي كه هرگونه حركتي را از وي گرفته است خودش را جدا كند. به همة خواهران و برادرانم نيز سفارش ميكنم كه راه مجاهدين را الگو قرار دهند تا بتوانند زيبايي زندگي را لمس كنند. دوستتان دارم و همه را مي بوسم. 
اين عشق عميق به مردم، شجاع را كه از سال 56 به آلمان رفته بود واداشت كه به سازمان مجاهدين بپيوندند و در سال 1365 خود را به منطقة مرزي برساند و در نهايت در ارتش آزادي برزمد. او تمامي سالهاي مبارزة سي و چهارسالة خود را با شور و نشاط و تلاش مستمر در همة مسئوليتها و عرصه ها طي كرد
شجاع جزو اشرفياني بود كه بعد از حملة ششم و هفتم مرداد 88 به اشرف، از بعد از حمله تا آزادي سي و شش گروگان در 14 مهر 88 اعتصاب غذا كرد. در آن روزها در نامه اي به خواهر مريم نوشت
وضعيت ما باعث نشود كه شما همه طرح و برنامه اي كه داريد را به بعد موكول كنيد تا به اعتصاب غذايمان پايان دهيد بخدا قسم هيچ وقت در چنين نقطه ايي از حقانيت و مظلوميت نبوديم و خيلي دست پر داريد پس لطفا با تمام قوا و تا هر زمان كه بخواهيد بتازيد ما هستيم وبه سفارش شما هم عمل ميكنيم …شجاع 15/6/88
آخرين كلمات دست نوشته شجاع عزم او را براي آزادي نمايان ميكند ميراثي جاودانه كه فديه رهائي و آزادي مردم ايران شد
با توجه به يك دهه مبارزه و فداي بيكران رهبري، براي درهم شكستن محاصرة ظالمانة اشرفيان، در اشرف و ليبرتي، از روي نياز خودم، با پشت كردن به ايدئولوژي خميني و همة توطئه گران ارتجاع و استعمار، پا در ركاب رهبر عقيدتي و نگاه به صفوف دشمن، پا در زمين محكم مي كنم و سرم را در راه خلقم به خدا مي سپارم
بي شك آن عشق شجاع به مردم ايران، همچنان شعله هاي رزم را تا تحقق ايراني زيبا و درآزادي برخواهد افروخت
برای مطالعه کامل زندگی نامه اینجا کلیک کنید