۱۳۹۴ شهریور ۱۹, پنجشنبه

ایران-اسطوره اشرف-يادي از قهرمان لاهيجان شهرام ياسري

بگو تاريخ بنويسد براي ما و بعد از ما 
از اين صبر و صلابتهاي شيران داستانها را
درين سيماي رنج آلود صبر آذين شير اوژن 
ببين اشرف نگينها را ، بخوان اشرفنشانها را
همين گلهاست كز بذرش به هر سو باد بذري برد
برويانيد از خاك سترون بوستانها را
وطن از تو بسي شير است در شهنامه اشرف
چنان پيران كه اندر وي تو بيني بس جوانها ر

این‌جا غرور میهنم را می‌جویم و کومه‌های محرومانی را بیاد می‌آورم که تو فریاد دلنشین و بلندشان شده‌ای. این‌جا همه خاطره‌ها را تا انتهای فخر و گریستن بیاد می‌آورمشکوه نبردهایت را از اولین تکه‌های مذاب نارنجک تا انتشار طعم آزادی در دهان مردم. تا انتشار ارتش آزادی در تمامی میدانها.
«آنچه در اشرف و لیبرتی می‌گذرد، عین کارزار سرنگونی است و هیچ تردیدی در آن نیست. ایمان قاطع داریم که دورانی تغییر کرده که این تغییر نیز بر اساس کس نخارد حاصل کار و تلاش و پایداری نسلی که… مقهور هیچ تعادل قوایی نشود و هر غیرممکنی را ممکن سازد». 
مجاهد قهرماني كه روز دهم شهريور توسط آدمكشان مالكي در اشرف به شهادت رسيد، فرزند خانواده اي زحمتكش از مردم لاهيجان بود. خانه اي كه درآن به دنيا آمد، در كوي سردار جنگل بو و راهي هم كه برگزيد امتداد همان راه آن «كوچك» بزرگ بود
شهرام خود، اين مسير را چنين شرح داده
در سال 54 با نام سازمان آشنا شدمدر فروردين 56 دستگير و مورد شكنجه قرار گرفتم و به مدت 3ماه درزندان شهرباني بودم بعد از پيروزي قيام به همراه بچه ها جنبش مجاهدين را (در لاهيجان) تشكيل داديم.در اسفند59 دستگير و درحقيقت ربوده شدم و تا عيد سال 63 در زندانهاي مختلف لاهيجان، رشت وچوكا بودم
با فاصلة كمي از آزادي از زندان، درزمستان 63، شهرام دلير را در جمع رزمندگان مجاهدخلق در منطقة مرزي كردستان مي يابيم و كمي بعد او را در كسوت رزمندة آزادي، در ارتش آزاديبخش مي بينيم كه در صحنه هاي مختلف نبرد از پشتيباني و فني و تأسيساتي تا يكانهاي رزمي، پر تلاش و مسئول است
در جريان انتقال مجاهدان اشرفي به ليبرتي، شهرام از كساني است كه داوطلب ميشود براي نگهداري اموال مجاهدين تا تعيين تكليف نهايي در اشرف بماند. با يقيني كه خود آن را پياپي در نامه هايش ثبت ميكرد
دست نوشته هاي بجاي مانده از او سراسر درس درخشاني از عزم و رزم مجاهد خلق را نمايان ميكند
قهرمان لاهيجان شهرام ياسري

يقين دارم ديوار در ليبرتي و محدوديت در اشرف بخشي از طرح و برنامه رژيم براي از پاي در آوردن عنصر مجاهد خلق است
اما شهرام كه به سلاح انقلاب مسلح است، آنچنان كه خود نوشته، هيچ ترديدي در مورد سرانجام اين نبرد ندارد
چون انقلاب خواهر مريم را دارم از هيچ قدرتي هراسي به دل ندارم و تعادل به هر سمت كه بچرخد ، مجاهد اشرفي مي مانم و مي جنگم و مي ميرم چرا كه آنچه كه در اشرف و ليبرتي مي گذرد عين كارزار سرنگوني است و هيچ ترديدي در آن نيست
براي سرنگوني تا به آخر استوار خواهم بود ، ايمان قلبي دارم مجاهد اشرفي مي مانم و مي جنگم و مي ميرم
شرايط هر چه سخت تر و پيچيده تر شود، اگر سراسر زمين را دشمن فرا گرفته باشد، ذره اي از آرمان توحيد و رهايي كه فقط در ايدئولوژي ناب رجوي متبلور است كوتاه نخواهم آمد . براي سرنگوني تا به آخر استوار خواهم بود
به خلق قهرمان و اشرف نشان نيز ميگويم مجاهد اشرفي را الگو كنيد و به همراه او بگوييد مي كشم ، مي كشم ، آنكه برادرم كشت ،مي كشم مي كشم هر آنكه خواهرم كشت
برای مطالعه کامل زندگی نامه اینحا کلیک کنید