‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهد،ایران،اشرفی،جنیات،عراق،آزادی،فروغ جاویدان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهد،ایران،اشرفی،جنیات،عراق،آزادی،فروغ جاویدان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ مرداد ۶, چهارشنبه

ایران-فروغ همیشه جاودان زندگی نامه قهرمانان مجاهد درسی مین سالگرد به خاک افتادنشان


مجاهدانی که فروغ جاویدان را رقم زدند چه کسانی بودند؟
از میان همه اقشار همه جای میهن از داخل خاک ایران تا اقصی نقاط کره خاک خود را برای رقم زدن تاریخ به صحنه رزم فروغ جاودان رساندند
تاریخی را با خون پاکشان برای همیشه رقم زدند و خود را در یاد و برگ تاریخ خون فشان جاودانه کردند
این یادواره اشاره ای به زندگی نامه برخی از این قهرمانان است

ابوذر ورداسبی
شعر فردا:
فردا،
همین فردا،
روز دفن کرکسان در ویرانه‌هاست
روز بازگشت کبوتران.
و خلقمان،
در کار تعمیر آشیان آنها.
یادواره مجاهد شهید مهدی حسینپور آشنایی با بهداد، شاعر شهید ارتش آزادیبخش ملی ایران

نامه ‌یی به‌جامانده از بهداد که پیش از شرکت در عملیات فروغ جاویدان برای مادرش نوشته. نامه‌یی که خود سراسر، شعری‌ ست گویا و بی ‌نیاز از تفسیر:
«روی سنگ مزارم بی‌شک می ‌نویسند: 
«شهادت در آستانه‌ ی فتح دروازه‌ های تهران» 
اما من در فراموشی نخواهم مرد،
باز هم آسمان جوادیه و شوش و ری را با بادبادکهای رنگین رؤیاهایم تزیین می‌کنم و همراه عشقهای خودم زندگی می‌کنم. باز هم با رضا و علی به تاراج باغهای ورامین می‌رویم و با دستانی پر از گیلاس و یاس، خواب کوچه ‌باغهای ساکت آن را، در انبوه خنده‌ هایمان آشفته می‌کنیم. خوابهایم هنوز آشفته‌ ی رقص عریانی ماهی سرخ بلور خانه ‌مان است. باز هم ظهرهای تابستان در سایه‌ی بازارچه ‌ی کاروانسرا دوقلو، داستانهای خیال ‌انگیز اکبر را گوش می‌دهم.
هرگز در فراموشی نمی ‌میرم.
هنوز لذت پرسه‌زدن توی کوچه ‌های خانی‌آباد، روی دلم باقی مانده. کوچه ‌هایی که الآن در حصار فقر و فساد و جنگ، دچار نفرین و عذاب دجالان، هر شب و روز در هذیانی سخت زندگی می‌کنند».

و کلمه را ذبح کردند...
«مسعود رجوی»
برای کلمه می‌جنگم
به‌خاطر تک‌تک واژه‌ها
به‌خاطر یک شعر
من برای بقای یک ترانه، یک سرود، جان می‌دهم
یا شاید
برای شگفتن یک گل
گلخندی بر لبان خلق
برای کلمه می‌جنگم و به‌خاطر تک‌تک واژه‌ها
برای عشق
که به پلشتی آلودندش
و زندگی که به پستی
من برای بقای مقدس کلام
به‌خاطر ایمانم به چکامه‌ی زندگی می‌سرایم
7آذر 1366
همپای دشت و اسب و رود ـ مجاهدشهید مهدی حسین‌پور «بهداد»
به یاد مجاهد شهید محمدابراهیم نورایی
مجاهد شهید کاظم کلانتری
مجاهد شهیدکاظم کلانتری:
از میلیشیاهای فعال دانش آموزی در شهر خرم‌دره زنجان بود. او در وصیتنامه پرشور خودش شعری بدین مضمون نوشته است:
روزی که بازوان بلورین صبحدم
برداشت تیغ و پرده شب را شکافت
روزی که آفتاب بر هر دریچه تاخت
روزی که گونه و لب یاران هم نبرد
رنگ نشاط خنده گمگشته‌ها را یافت
من نیز باز خواهم گشت
آن زمان سوی ترانه‌ها و غزلها و بوسه‌ها
سوی بهاران دل‌انگیز گل افشان

سوی تو مینهم.
مجاهد شهید محمد جعفر پارسا از دیگر فرزندان دلیر زنجان بود. وی در عملیات فروغ جاویدان پس از تهاجم به مزدوران و از پای درآوردن شماری از آنها زخمی شد. اما با همان پیکر زخمی به رزم و نبرد ادامه داد و پس از به‌هلاکت رساندن شمار دیگری از پاسداران قهرمانانه به‌شهادت رسید.
جاودانه فروغ آزادی مجاهد شهید امیر(قدرت الله ربیعی

۱۳۹۵ مرداد ۵, سه‌شنبه

ایران-عملیات فروغ جاویدان و درخشندگی زنان مجاهد




آیت ها همواره در درخشندگی خویش، بار شکوهمند آرمانهای تا واقعیت پیموده شده را در خویش متجلی می‌کنند و سراپا فرازند. در بی‌مانندی لحظاتی که فاصله بودن ونبودن‌اند
در فروغ جاویدان با کهکشانی از ستاره و حماسه تابلویی بی‌مانند؛ زنان قهرمانی می درخشند که تا جاودان تاریخ مبارزات زن ایرانی را با حماسه و رزم و فدا ستاره باران کردند
درخشان ترین ستاره ای که قلب هر انسانی را برای آزادی به طپش میاورد
شیرزنی  است که آذین تاریخ مبارزات زنان ایران‌زمین و فخر جاودانه‌فروغ جاویدان است
او با دشنه‌یی در قلب، آویخته از پا؛ نه حتی از سر از فرط کینه پاسداران تباهی از جنگاوریش؛ از درختی در تنگه چارزبر؛ پرچمی از غرور، افراشته بر درگاه فتح کرمانشاه.
لینک ادامه مطلب درسایت مجاهد 

فرمانده سارا طاهره طلوع

در زمرهٴ شهیدان نبردهای فروغ، باید به‌طور ویژه از زنان قهرمانی نام برد که با رشادت و فداکاریشان، چهرهٴ رها و رزمنده زن انقلابی مجاهد خلق را، که در میدان نبرد، در جانفشانی برای آزادی خلق هم پیشگام هستند، درخشان‌تر نشان دادند.
در میان این شیرزنان دلاور مجاهدینی هم‌چون ژیلا موسوی و مریم شاه‌حسینی، صفیهٴ جعفری، پروین ابراهیم، فاطمهٴ استاد حسن، فروزندهٴ پروانه، مریم نوری، حوریهٴ ابویی راد، نرگس عباسیان، زهرهٴ هادیان جهرمی و سپیدهٴ نعیم می‌درخشند که هر یک فرماندهی بخشی از صحنهٴ نبرد را به عهده داشتند، جانانه جنگیدند، صفوف پاسداران جنایتکار را بارها در هم کوبیدند و سرانجام خون پاک خود را نثار آزادی خلق و میهن کردند.
در میان این دلاوران شیراوژن از جمله مجاهدینی هم‌چون پروین معینی و سبا نصیر مقدم بودند که مجروح و خونفشان به اسارت رژیم ضدبشری خمینی درآمدند و مزدوران دشمن، آنها را که تا آخرین لحظه در حال مقاومت بودند در خیابانهای خرم‌آباد بدار آویختند.
مجاهد شهید فریبا هاشمی، شیرزن دیگری بود با رزم قهرمانانه که دسته‌دسته پاسداران خمینی را درو می‌کرد و مرتب می‌خروشید که «ریش و ریشهٴ خمینی را باید قیچی کرد»
مجاهد شهید اختر مولوی (مادر میمنت) شیرزن مجاهد دیگری بود که در سن 48سالگی پا در رکاب برد فروغ جاویدان گذاشت و در منتهای افتخار و سرفرازی، جاودانه شد. پسر بزرگ این مجاهد قهرمان (مجاهد شهید مسعود میمنت) در سال62 در زیر شکنجه مزدوران خمینی در تهران به‌شهادت رسیده بود.
 مجاهد شهید شهناز جدیدیان
در میان شیرزنان شهیدی که در فروغ جاویدان جانانه جنگیدند، باید از ستارگانی هم‌چون مجاهد شهید شهناز جدیدیان نام برد که همراه با دو همرزم دیگر خود، بر فراز تپه‌ای در صحنهٴ فروغ جاویدان، دژی از پایداری و استقامت پی افکندند و نه تنها صدها تن از مزدوران دشمن را به خاک هلاک انداختند ، بلکه یک نیروی شش هزار نفری دشمن را از پیشروی مانع شدند و سرانجام نیز در دفاع از همرزمان خود به‌شهادت رسیدند مطالعه شرح کامل خاطره از دلاوریهای فرمانده شهناز
کم نبودند قهرمانانی هم‌چون مجاهدان شهید زهره رضایی واحد، لوئیز رجائیان و زهرا غفاری که در حالی‌که دست یا پایی را در میدان نبرد از دست داده بودند، هم‌چنان به رزم آزادی ادامه می‌دادند تا آخرین نفس.
زهرای قهرمان در حالی‌که یک دستش از ناحیه کتف در اثر موشک آر.پی.جی جدا شده بود با دست دیگر تا آخرین نفس به جنگ ادامه داد.
این زنان پیشگام، برای نخستین بار در طول تاریخ ایران رزم و رهایی زن ایرانی را با شرکت تمام‌عیار در نبردهای بزرگ انقلابی و آزادیبخش به اعلا درجه به منصهٴ ظهور رساندند. رزم و رنج و فدای بی‌پایان این قهرمانان در راه آزادی، اساسی‌ترین تضمین رهایی زن ایران می‌باشد.
قهرمانانی این شیرزنان برآمده از اوج آگاهی آنها نسبت به آرمان پرفروغی بود که برای تحققش به صحنه عملیات فروغ جاویدان شتافتند و از عشق بیکران آنها به سرزمین و مردمی سرچشمه می‌گرفت که برای فردای بهتر آنها حاضر به نثار همه چیز خود بودند.
نامه شیرزن مجاهد خلق فرخنده منتظر القائم، یکی از جاودانه فروغها، به فرزندش بیانگر همین حقیقت است. او به مریم دختر سه ساله‌اش می‌نویسد: «مریم… تو کوچولویی سه ساله هستی، اما خیلی وقتها در چهره‌ات، چهره بچه‌هایی را می‌بینم که گروگان خمینی جلاد شده‌اند، یا پدر و مادرشان را از دست داده‌اند و یا در ایران تحت ستم خمینی از فقر و درد می‌سوزند و پرپر می‌شوند.
عزیز من در این جور مواقع با تمام وجود می‌خواهم تو را در آغوش بفشارم و بعد با تمام عشق مادری‌ام تجدید پیمان می‌کنم با خدای خودم که بجنگم و بجنگم تا تمام بچه‌های ایران از این درد و فقر نجات پیدا کنند تا زمانی که لبخند شادی به لبهای تمام کودکان ایران بنشیند تا زمانی که چشمهای آنها دیگر از درد جدایی، گرسنگی و اسارت پر از اشک نشود ـ تیر67.
                              
یادی از جاودانه فروغ مریم قیطانی

۱۵ساله بود که جاودانه شد و قامتی شد ماندگار پیر جاودانه دخترکی معصوم با عزمی سترگ...

برای او که خون پاکش ارمغان بهاران آزادی ایران شد
«در فصول سال» 
هنگام آمدن، زمستان بود
  به دیدار پاییز رفتمدر فصل درس و مشق                
هنگام آمدن، زمستان بود
 در فصل درس و مشق به دیدار پاییز رفتم 
 دوست دارم وقتی که می‌روم بهار باشد
یادی از جاودانه فروغ مریم قیطانی

جاودانه فروغ آزادی ندا زنجانی

یاد مجاهد شهیدزهره رضایی‌واحد

به یاد مجاهد شهید عفت مکانیک

مطالب مرتبط: