‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهد،لیبرتی،ایران،اشرفی،جنیات، کمپ لیبرتی،عراق،آزادی،حمله،اسطوره. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهد،لیبرتی،ایران،اشرفی،جنیات، کمپ لیبرتی،عراق،آزادی،حمله،اسطوره. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ شهریور ۱۲, جمعه

پنجمین سالگرد کهکشان اشرف-یادواره ستاره های درخشان اسطوره اشرف متن وکلیپ زندگینامه قهرمانان مجاهد

يادواده گردهاي دلاور كهكشان اشرف مجاهدان قهرمان اسطوره ساز در سومين سالگرد به خاك افتادنشان در راه آزدي ايران
بخشی از پیام رهبر مقاومت مسعود رجوی - 27 شهریور 1392
اشرف حماسه ماندگار تاریخ معاصر ایران بود.
اکنون اسطوره جاودانی تاریخ ایران و خلقهای جهان شد. نمونه‌ای دیگر در سرزمین و در خاک پای پیامبر جاودان آزادی، سیدالشهداء امام حسین علیه‌السلام.
سلام بر کهکشان اشرف و شهیدانش، بر لشگر فدایی اشرف، تجسم مشهود جنگ صد برابر با یک صد تن به مدت یک سال در نگاهبانی از اشرف و ارزشهای جاودانه فدا و پایداری و جنگ و ایستادگی در برابر استبداد دینی.
سلام بر فرمانده زهره (خواهر مجاهد زهره قائمی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران)
ستاره نور افشان، پرتو مهر تابان و درس درخشان در اوج پایداری پرشکوه ده ساله در اشرف.
سلام بر فرمانده گیتی (خواهر مجاهد گیتی گیوه چیان معاون مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران)، مسئول کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران که عمداً از اعلام نام او پس از درگذشت مجاهد خلق ابراهیم ذاکری خودداری کردیم.
زبانم از توصیف مرتبت والای یکایک شهیدان و سوابق درخشان آنان قاصر است. فقط می‌گویم که لشگر فدایی اشرف و شهیدانش در خور کتابهای جداگانه است و به فرصتی دیگر وا می‌گذارم.

یادواره مجاهد قهرمان محمدگرجی
اگر زمانه هزار بار پر فتنه‌تر و سخت‌تر از این هم بشود، برای فدایی اشرفی چه باک، اشرف در رزم و جنگ سرنگونی است

یادواره مجاهد قهرمان  علی اصغر مکانیک
قسم می‌خورم برای سرنگون کردن رژیم پلید آخوندی، سمبل رجس و ناپاکی، لحظه‌یی درنگ نکنم و تا آخرش ایستاده‌ام و به قول آقا علی اگر کوهها بجنبند ما مجاهدین اشرفی در راه گرفتن حقوق حلق ستم‌زده، قدمی به عقب برنخواهیم داشت. ما با رهبری خودمان بر سر این موضوع پیمان خون و نفس بسته‌ایم که در این راه از هیچ چیز دریغ نکنیم، کمترین چیزی که می‌توانیم در این راه بدهیم جان است


یادواره مجاهد قهرمان نبی‌الله سیف
در این زمانه پر فتنه و در این زمانه پر آشوب، سکان کشتی توفان زده و خمینی گزیده خلق ایران را رهبری عقیدتی من به دست دارد تا آن را به ساحل امن برساند. در این مسیر هر زاغ و زغن، هر مار و افعی کمین کرده است و هر روز با حیله‌ای خاک در چشم خلق می‌پاشند تا نگذارند این ناخدا کشتی را به ساحل برساند. خدایا، یار و مددکارش باش... بله من مجاهد خلق از همین اشرف و لیبرتی که دشمن آن را شبه اوین کرده است، پلی به سوی تهران می‌سازم.
 … هر آنچه را که در اشرف و لیبرتی می‌گذرد را عین کارزار سرنگونی می‌بینم و تا رساندن مهر تابان به تهران دمی از پای نخواهم نشست
قسمتی از دست نوشته هایمجاهد قهرمان سيدعلي سيداحمدي 

بهترين و باصفاترين لحظة زندگي را همين الان دارم. در يك طرف دشمن ضدبشري ملت ايران با اعوان وانصارش براي ادامة حيات ننگين، ديوانه وار سُم بر زمين مي كوبد و تهديد مي كند، در سوي ديگر صاحبان قدرت با پرداخت هزينه از جيب مجاهدين توصيه ميكنند تا مجاهدين دست از حقوق حقة خود بردارند و جان! سالم به در برند. غافل از اين كه عنصر مجاهد خلق اشرفي، (چيزي) جز عهد با خدا و خلق و دفاع از حقوق ملت ايران ندارد
از خدا می‌خواهم سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه را نزدیک و دیدگان مردم ایران را به جمال جان جانان و مهر تابان روشن نماید».

نيكوان رفتند وسنت ها بماند
وز لئيمان ظلم و لعنت ها بماند
اندر آييد اي همه پروانه وار
اندرين بهره كه دارد صد بهار
جان فشان اي آفتاب معنوي
مرْ جهان كهنه را بنما نوي
بوي لطف او بيابانها گرفت
ذره هاي ريگ هم جانها گرفت
ما بها و خونبها را يافتيم
جانب جان باختن بشتافتيم
شعری از دست نويس هاي شهيد قهرمان کوروش سعیدی  كه آن را در وصيت نامه اش نوشته بود
با اندوخته تمامي علم ودرس خود در راه رسيدن به آزادي و رهايي از تمامي رنج هاي بشري ، ايدئولوژي توحيدي مجاهدين را انتخاب نمودم

یادواره مجاهد قهرمان  محمد (مقداد) جعفرزاده
محمد هميشه به ياد ايران و مردم ستم كشيده آن بود و در اين راه سر از پا نمي شناخت. او به شوق رهاساختن مردم در وصيتنامه اش نوشته بود
هرچند كه دهها هزار اعدام مي شويم و در صحنه نبرد به شهادت مي رسيم ، ولي هزارها هزار جاي ما را خواهند گرفت و آسوده تان نخواهند گذاشت . هر چه مي خواهيد بگوييد و از هيچ خيانتي فروگذار نكنيد. 
«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُون

مادرم! در رابطه با تو، هميشه دلم مي خواست پاسخي به تو، بر زخمهاي شلاق خوردة جانت، بر ستم مضاعف تاريخي اي كه برتو وارد شده پيدا كنم. هميشه پيش روي و چشمم بودي. از شهرهايي كه بر آن پرچم سياهي افراشته شده بود با تحمل رنج و شكنجه و زندان عبور كردم. براي يافتن جواب پاسخ تو، روزها و شبها راه پيمودم. بارها در چاله هاي مسير افتادم، عاقبت همراه ديگر ياران به سرزمين نور و رهايي و رحمت مريم رسيديم. ما تا رساندن تو به اين سرزمين تا محو كامل افكار ارتجاعي …مبارزه خواهم كرد

یادواره مجاهدقهرمان اردشیر شریفیان
اکنون ارزش لحظه به لحظه‌ این زندگی و مبارزه در راه خلق و آزادی و اسلام را کاملاً می‌فهمم و همین‌طور چقدر راحت و سبکبال آماده‌ام که‌ دار و ندار یعنی زندگی و حیات خودم را در این راه بدهم».

یادواره مجاهد قهرمان محمدعلی محمودی
رژیم ضدبشری خمینی با تمام توان و امکانات در این ده سال به‌خصوص در فاز سرنگونی تلاش کرده که تشکیلات مجاهدین را از بین ببرد؛ که با پایداری بی‌مانند مجاهدین، سرشان به سنگ خورده. … تعهد می‌دهم که در این مسیر تا آخرین قطره خونم جزو یکان 72 باشم و با جنگ صد برابر و بیابیا به دشمن در جمیع جهات بتوانم به عهدم با خدا و خلق وفادار بمانم

یادواره مجاهد قهرمان سیروس فتحی
در وصیتنامه خود نوشته در سال 62 بود:

 «با تمام وجودم خوشحالم که در این‌جا (این مسیر) هستم و هر لحظه آماده ام… . در این‌جا همچنین خطاب به خانواده گرامی‌ام این نکته را ذکر می‌کنم که برای من گریه نکنند و در صورت شهید شدنم، افتخار بکنند و سرشان را بالا بگیرند و برای انقلاب و آزادی بکوشند و از پدر بزرگوار و زحمت کشم، و مادر گرامیم با همه زحماتی که برایم کشیدند ممنوع هستم. پر رهرو باد راه سرخ قهرمانان مجاهد خلق».

یادواره مجاهد قهرمان حسین سلطانی
از خداوند طلب می‌کنم که به من شایستگی رهروی مجاهدین را عطا کند تا بتوانم دین خودم را به خلق قهرمان ایران در راستای آزادی ادا کنم. … چه باک که در این مسیر شکوهمند از همه چیز خود بگذرم».



۱۳۹۵ شهریور ۱۱, پنجشنبه

ایران-پنجمين سالگرد کهکشان اشرف متن و کلیپ زندگینامه مجاهدان نستوه و شجاع اسطوره اشرف


يادواده گردهاي دلاور كهكشان اشرف مجاهدان قهرمان اسطوره ساز در سومين سالگرد به خاك افتادنشان در راه آزدي ايران

سحرگاه ۱۰شهریور، اشرف، پایداری پرشکوه 10ساله را به رفیعترین قله خود رساند و خون ۵۲قهرمان آزادی، طلسم یأس و توبه و تسلیم را درهم شکست. اکنون همه میبینند که اشرفیها مثل جنگلهای شادابی در شورهزار یأس روییده‌اند».
اين خونها را ميدهيم كه مردم مون آزاد باشند. اين حقه كه آنها زندگي كنند. استعداداتشون شكوفا بشه
اين خونها را داديم و ميدهيم بازهم كه اين حكومت ننگين خامنه اي ساقط بشه
مجاهدين تا آخرش حاضر هستند همه چيزشون را براي مردم فدا كنند
مجاهدين تنها جرياني هستند كه ميتوانند مانع ادامه حيات اين رژيم بشوند

جنگ و نبرد با رژيم ظالم و حق ستيز ولايت فقيه را برگزيدم و به همين منظور به صف مجاهدين خلق ايران پيوستم، بر اين تعهد و سوگند خود وفادارم… زندگي مطلوب من، مجاهدت براي آزادي مردم ايران است كه در اين صف و با اين آرمان 
تحقق مي يابد

یا علی ما می‌رویم تا خلقمان را از دست بدترین دشمن خدا رها کنیم و آیین و مکتب توحید را از شرک و جاهلیت و دجالیت این دین فروشان رها سازیم و به بشریت معاصر عرضه کنیم به‌نام تو یا علی و برای تو و در راه تو یا علی

اكنون كه ما در اشرف مانده ايم من صد باربيشر از قبل آنچنان كه درصحنه هاي ديگرازجمله 19 فروردين نشان داديم آماده هستم تا پتانسيل مجاهدين را در رويارويي با رژيم وهمپالگي هايش به آنها نشان دهيم .... . ما درسايه رهبري ذيصلاح خود و به يمن هدايت او دراين مسير به همه رنجها و محروميت مردممان و به ستم وبدبختي كه اخوندها در كشورمان حاكم كرده اند پايان خواهيم داد و من تا آن روز دمي از پاي نخواهم نشست.”


قسمتي از نامة مجاهد قهرمان حسين مدني به رهبر مقاومت، مسعود رجوي
اين راه به پيروزي ميرسد. ايمان دارم كه راه از همينجا باز ميشود. من هم اين روزها بعضاً حس ميكردم كه تولد ديگري در راه است. پوستة تنگ تعادل كنوني ديگر ظرفيت تحمل ارزشهايي كه شما خلق كرده ايد را ندارد.
 آرمان شما و انقلاب خواهر مريم كه در اشرف ميوه و ثمره داده است عالم سياست را در نورديده و بر جبرهاي معمول سياست و تجارت بالاخره چيره شده است.
اين كنفرانس ها و اين سخنرانيها و اين عبارات و عواطف انساني از سوي كساني كه اشتراك فرهنگي نيز با ما ندارند هيچ معنايي جز اين ندارد كه چيزي در عالم ما ورق خورده است و اينها تنها نشانه هاي آن است.
عالمي بي صبرانه در انتظار است

«دشمن زبون به شيوه هاي گوناگون تلاش كرده و مي كند شرايط را بر مجاهدين ليبرتي و اشرف سخت كند تا ما را در ادامه راه دچار ضعف و سستي كند ، به عنوان يك مجاهد خلق با تمسك به امير مؤمنان و پرچمداران پاكباز راهش مسعود و مريم ، آرزوي اين خواسته دشمن را تا گور در دلش باقي خواهيم گذاشت

بخشي از نامة به رهبر مقاومت بعد از واقعة 19 فروردين 1390:
« شما گفته بوديد كه هيچكس به اندازه خود مجاهدين نميداند كه چه ميزان خطراتي در راهي كه در پيش رو داريم ما را احاطه كرده است.
قطعا هيچكس به اندازه مجاهدين نميداند روبرو شدن با زرهي يعني چه، كما اين كه قطعا هيچكس به اندازه مجاهدين درجه شرزگي و پليدي و پلشتي خميني و آل خميني را به خوبي نميداند. اما شگفت تر اين است كه مجاهدين در مكتب شما اين را بخوبي ميدانند و لمس مي كنند كه در رويارويي بدنهاي پاك و مطهر خواهران و برادرانشان با زرهي و هاموي و تير و تبر اين پليدان و پلشتان چه نتيجه اي حاصل مي شود 

من مجاهد هستم بجز آرمان مجاهدي هيچ چيزي براي من رسميت ندارد و اين را هم به سادگي به دست نياورده ام كه به همين سادگي از دست بدهم. مجاهد مي مانم. به خاطر اين كه آرمان جامعة بي طبقة توحيدي در اين واژه نهفته است. ارزشي خارج از اين، برايم قابل تصور نيست. همواره بر مجاهد بودنم افتخار ميكنم و از آن انرژي ميگيرم… مجاهد ميميرم و اين، دنيا و آخرت من خواهد بود

بار خدايا مسعود و مريم را هر كجا هستند در كنف حمايت و حفاظت خودت قرار بده و چشم مردم ستم زده ايران را هر چه سريعتر به ديدار آنها روشن ساز. همچنين گامهاي ما را در مسير آنها كه بارزترين مصاديق صراط مستقيم هستند هر چه استوارتر گردان . آمين يا رب العالمين
لینک زندگی نامه از سایت مجاهد

زندگی مطلوب من در مرحله کنونی از مبارزه سازمان، برای من (در) همین جا، اشرف، است. … دشمن هر چه شرایط را برای ما سخت‌تر کند معلوم است که ما کارمان درست است و باید تلاشمان را چند برابر کنیم».

قسمتي از وصیت نامه:
خود را در راه بهروزي خلق قهرمان ايران فدا ميكنم . باشد كه اين ذره از فدا، گامي هر چند كوچك در جهت رها شدن خلق از چنگالهاي خميني ضد بشر و در راستاي جامعه بي طبقه توحيدي باشد. من در حالي كه افقهاي درخشان آزادي را در مقابلم مي بينم، از خانواده، دوست و هموطن و ميخواهم كه رهرواني مستحكم در راهي كه به پيشتازي مسعود و مريم و تا نفي هرگونه تبعيض طبقاتي، فرهنگي و جنسي و قومي باشند

به نقطه تغيير دوران رسيده ايم و همه شواهد دروني و بيروني حاكي از مرحلة سرنگوني است و اين را بيش از هر كس دشمن گرفته است ، لذا براي نجات خودش از هر فرصتي و شكلي استفاده ميكند تا ما را نابود كند و با افزايش فشار و موشكباران ، شرايط را بر ما غير قابل تحمل كند . غافل از اينكه ما مدتهاست كه نقشه مسير نوشته ايم و تا بن استخوان به مرحلة سرنگوني ايمان داريم . ما سوگند خوردهايم كه ذرهاي از حقوق قانوني خود كوتاه نياييم و هرگز سستي و ضعف وذلت را به خود راه ندهيم… اگر فكر ميكند با موشكباران و شكار طعمه ميتواند ما را بپاشاند ، كور خوانده است


۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

يادواده گردهاي دلاور كهكشان اشرف مجاهدان قهرمان اسطوره ساز در پنجمين سالگرد به خاك افتادنشان در راه آزدي ايران

يادواده گردهاي دلاور كهكشان اشرف مجاهدان قهرمان اسطوره ساز در سومين سالگرد به خاك افتادنشان در راه آزدي ايران

برای عاشق ترین زندگان
من  برگ را سرودی کردم سر سبزتر ز بیشه
من  موج را را سرودی کردم  پر نبض تر ز انسان
من عشق را سرودی کردم
 پر طبل تر ز مرگ سر سبز تر ز جنگل
من  برگ را سرودی کردم پر طبش تر از دل دریا
من  موج را سرودی کردم پر طبل تر از حیات

گزيده سخنرانی مریم رجوی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس - ۲۷مهر۱۳۹۲:

«... در روز ۱۰ شهریور، دشمن در پی چه بود، و در عمل چه چیزی خلق شد؟
رژیم، به‌دنبال نابودی یا ضربه جدی به مجاهدین توسط دولت عراق بود. از نظر او هر کس یا باید تسلیم شود و توبه کند یا نابود شود.
راستی چرا آخوندها به این قتل‌عام دست زدند؟ زیرا همه راهها را در قبال این نسل آزموده‌اند: از اعدام و قتل‌عام تا لیست‌گذاری تروریستی و پرونده سازی، همچنین پخش اطلاعات دروغ و شیطان‌سازی؛ از شکنجه روانی با ۳۲۰ بلندگو به مدت دو سال تا محاصره طولانی و زجرکش کردن بیماران؛ و از جابه‌جایی اجباری تا زندان سازی لیبرتی.
اما آنچه در دهم شهریور اتفاق افتاد، تابلوی درخشانی از تسلیم ناپذیری و مقاومت به هر قیمت بود که به جای نابودی، شکوفایی؛ به جای تسلیم و وادادگی، انگیزش و برانگیختگی؛ به جای پس‌رفت و توقف، جهش و اعتلا؛ و به جای ضربه، حماسه‌یی درخشان خلق شد که راه و رسم اشرف را جاودان کرد.

هم‌چنان که مسعود گفت: «اسطوره اشرف، حماسه ماندگار تاریخ ایران و خلقهای جهان است»... . «تجسم درخشان جنگ صد برابر است و «از خون مجاهدین در اشرف، شعله ها برمی‌خیزد و رژیم ضدبشری را خاکستر می‌کند».

مجاهدي كه هيچگاه لبخند از لبانش نيافتاد
عكس بجاي مانده از صحنه شهادت اين مجاهد يكي از بالاترين برگهاي زرين تاريخ مبارزات ايران زمين نشانه اوج فداكاري و احساس مسئوليت و تعهد مجاهد خلق است

مجاهد قهرمان سعید نورسی
براي آزادي بايد فداي يکتاپرستانه ابراهيم خليل الله را الگو قرار داد، زيرا سايه شوم [نابودي] ارتجاع را بايد درهم شکست و تباهي و فساد و انحطاط را با فداي بي شکاف يکتاپرستانه کنار زد و آزادي را براي خلق به زنجير کشيده به ارمغان برد و اين مسئوليت هر مجاهد و انسان آگاه و با اختيار است

مجاهد قهرمان محمود رضا صفوي

محمودرضا در نامه يي براي برادر مسعود در ديماه 1390 مي نويسد
اين روزها كه ما اشرفيان در كانون توجهات و حمايتهاي بين المللي هستيم و سِيلي از دستاوردها و پيروزيها نصيب ما ميشود در خودم و ديگران يك تهديد جدي احساس ميكنم كه جايگاه و قدر و منزلت اين همه پيروزيها را خوب نفهميم و از محور و شاخص اصليمان يعني شعاركس نخارد و درس ماندگار غافل شويم.قطعا روزي خواهد رسيد كه چشمان غم زده يك خلق با حضور شما در ميان توده ها روشن و خندان خواهد شد و آن روز دور نيست . اليس الصبح بقريب

مجاهد قهرمان علي اصغر عمادي چاشْمي
از آخرين نوشته و اثر ماندگار از علي اصغر عمادي
”ارزش انسانِ امروز به جنگ و مبارزه براي آزادي است
مجاهدي گرد و دلاور از خطه كردستان
مجاهد قهرمان حسین رسول

آنچه كه رژيم ددمنش حاكم بر ايران را به اين روز رسانده ،خوني است كه در ساليان سال بر روي اين زمين ريخته شده است مردم به پا خاسته ايران بدانند ما اين مسير را تا هر جايي كه لازم باشد ، هر ميزان كه بها بخواهد، هر ميزان كه خون بخواهد ، هر ميزان كه فداكاري بخواهد ، حاضريم پرداخت كنيم و يك قدم از خواسته هاي مردم ايران كوتاه نخواهيم آمد . مالكي و خامنه اي بدانند كه تير و تبر و چماق و سلاح هيچ تاثيري ندارد. من به پيروزي و سرنگوني اين رژيم يقين دارم و هيچ شكي در اين نيست. پيروزي از آن مردم ايران است



شرايط هر چه سخت تر و پيچيده تر شود، اگر سراسر زمين را دشمن فرا گرفته باشد، ذره اي از آرمان توحيد و رهايي كه فقط در ايدئولوژي ناب رجوي متبلور است كوتاه نخواهم آمد . براي سرنگوني تا به آخر استوار خواهم بود
به خلق قهرمان و اشرف نشان نيز ميگويم مجاهد اشرفي را الگو كنيد و به همراه او بگوييد مي كشم ، مي كشم ، آنكه برادرم كشت ،مي كشم مي كشم هر آنكه خواهرم كشت

مجاهد قهرمان ناصر سرابي

در مجاهدين مسئوليت به اسمش نيست، بلكه به رسمشه. در واقع هر مسئولي هرچه مسئول تر خيلي از قوانين ، اصول و پرنسيپ ها رو خيلي بيش از بقيه رعايت مي كنه»


مجاهد اشرفي هيچ باكي از هيچ صحنه يي در هر شرايطي و به هر صورتي و در هر زماني ندارد چون پشتش به خواهر مريم و انقلاب است يعني به كوه وصل است



در مقابل دشمن پليد و همة حاميان كثيف او چون كوه استوار خواهم ماند. اگر زمانه صد بار هم سختتر باشد بر ايستادگي و تعهدم افزوده و با درسي شكوهمند و پايدار آن را در ميادين مختلف عيان خواهم نمود
«من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بيآبي
ولي با خواري و ذلت، پي شبنم نميگردم

مجاهد قهرمان میر شجاع الدین متولی جلالی


با عشق عميقي كه به همة زيباييهاي زندگي ام دارم، و همين درك عميق به همة زيباييهاي زندگي بود كه خود را در مسير اهداف سازمان مجاهدين خلق ايران قرار دادم مي روم تا با فدية خود زيبايي زندگي را براي آنهايي كه از آن محروم 

هستند، به ارمغان بياورم


«...از 33سال پيش سازمان را براي سرنگوني رژيم ضد بشري انتخاب كرده و به زندگي عادي پشت كرده ام . ماندن در ركاب رهبري عقيدتي ام مسعود و مريم را تحت هر شرايطي چه در پيروزي و چه در شكست انتخاب كرده ام و به آن تا آخرين قطره خون و نفسم متعهد مي باشم… نهايت سپاسگزاري و تشكر را از سازمان و رهبري دارم كه من را براي حفاظت از اموال در اشرف انتخاب كرده ، اميدوارم لايق و شايسته اين انتخاب باشم و هر ابتلايي را در اشرف با جان و دل مي پذيرم


ما انسانهاي خوشبخت و خوش شانسي هستيم ، هر فرد مي تواند در زندگي خودش در ساحل امن و آرامش سكني گزيند و از درد و رنج ديگران بي خبر بماند و كاري به كار ديگران نداشته باشد . به اينكه چه كساني در كشورش حكومت ميكنند وقعي ننهد. اين هم يك شيوه زندگي كردن است كه نهايتا بامرگ به پايان مي رسد و بعد از آن هيچ اثر و ردي از آن باقي نمي ماند اما يك زندگي ديگر خود را وقف آرمان و هدف مشخص كردن است جهت اعتلا و بهروزي ديگران وارد نبرد شدن و تمام هم و غم و تلاش و سعي خود را در پياده كردن رسالت نوع انسان ، ايستادگي در برابر ظلم و ستم و تلاش براي ايجاد جامعة عاري از ظلم و فساد و تباهي و مملو از آزادي، برابري، عدالت و همزيستي و صلح و برادري

اشرفی یعنی درتاریکی محض چراغ امید بودن، اشرفی بودن یعنی شکافتن بن‌بستهای غیرممکن، اشرفی بودن یعنی فدای بی‌حد و مرز، اشرفی بودن یعنی عشق به همرزم و نثار یک طرفه و بی‌چشمداشت، اشرفی بودن یعنی شاد و سبکبار زیستن در روزگاری که خنده را روی لبها شکار می‌کنند. اشرفی بودن یعنی سلام گفتن بر ابتلائات، اشرفی بودن یعنی جنگ صد برابر و تعهدپذیری هزار برابر در هرکجا که باشیم

۱۳۹۵ شهریور ۹, سه‌شنبه

پنجمین سالگرد اسطوره اشرف-یادواره زنان قهرمان مجاهد پیشتازان تاریخ ساز حماسه کهکشان اشرف


«… بگذارید از یکی از این ستارگان برایتان بگویم. خواهرم زهره قائمی، که نبرد تاریخی اشرف را فرماندهی کرد. زهره با 35سال سابقه مبارزاتی، از 5سال حبس در زندانهای خمینی، آثار شکنجه و شلاق بر تن داشت، در حمله 6 و 7مرداد 88 وقتی داشت دفاع اشرفیها را هدایت می‌کرد، از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفت و جراحت سنگین برداشت. در صحنه قتل‌عام اشرف، در 10شهریور، زهره و گیتی به راستی شجاعت و ایستادگی زن ایرانی در برابر رژیم ولایت فقیه را نمایندگی می‌کردند.
زهره پیشاپیش صفوف خواهران و برادرانش قد برافراشته بود و دژخیمان که نخستین هدفشان او و سایر خواهرانش بودند، با شلیک گلوله از نزدیک، صورتش را متلاشی کردند.
راستی در آن ایستادگی کوهوار و در آن چهره و نگاه پرصلابت، جلادها چه چیزی دیدند که نمی‌توانستند تحمل کنند؟ آنها حقارت و عجز و شکست خود را دیدند و این چنین زهره، سپر خونین 42 اشرفی دیگر شد که در آن قتل‌عام زنده ماندند.
در نبرد بزرگ اشرف، همچنین ژیلا طلوع می‌درخشد. او که در لحظه شهادت، چنان که عکسها و فیلمها نشان می‌دهد خود را سپر زهره در برابر گلوله کرده و او را در آغوش گرفته است. آری، این است خواهری و عشق و همبستگی حقیقی که یک هویت جدید تاریخی را بشارت می‌دهد.
سرگذشت هر یک از آنها به تنهایی گویای نبرد سهمگینی است که این نسل برای رهایی جامعه ایران با آن درگیر بوده است و تاریخچه جمع آنها مبشر پیروزی زن ایرانی در نبرد آزادی و برابری است و بی‌دلیل نیست که این چنین خشم جبهه ولایت فقیه را برمیانگیزد و با انواع اتهامات و لجن پراکنیها تلاش می‌کنند، تأثیرات عمیق آنها را در بین زنان ایران و
جهان، خنثی کنند. اما هیهات نه کشتار و نه تهمت نمی‌تواند مانع درخشش و پیشروی این نسل گردد


به یاد قهرمان شهید مجاهد زهره قائمی
ای شکست ناپذیر سردار، سزاوار این بودی که خون سرخت
نام استوره را بر خاک گرم اشرف بنویسد
ای فرمانده نامدار، سزاوار آن بودی تا عزمت استواری قامت چون کوه سازمانت را هر چه سختتر کند

برای دیدن این برنامه به لینکهای ضمیمه مراجعه کنید

تصویری

صوتی



ما سوگند خورده‌ایم که این رژیم را با جنگ صد برابر سرنگون کنیم و این را قطعاً محقق خواهیم کرد


یادی از فرمانده قهرمان مجاهد شهید گیتی گیوه چینیان‌زاده

متعهد می‌شوم که تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفس در مسیر علی (ع) که پرچمدار آن خواهر مریم و برادر هستند، بجنگم و همواره یک مجاهد بدهکار و شکرگزار و تمام‌عیار در تمام صحنه‌های نبرد این دوران باشم و از هیچ چیزی فروگذار نکنم».



«این خیلی وضعیت خوبیه. برای یک میهن و برای یک ملت. امید داشتن، دلگرم بودن. چشم انداز روشن داشتن



«لحظه ای چند بر این اوج کبود، نقطه ای بود و سپس هیچ نبود.
«به رژیم و اعوان و انصارش که تمام قوا علیه ما صف بسته اند، می گوئیم اگر امروز اشرف از چهار طرف در محاصره است، شما در همه جهات در بن بست مطلق هستید و از هر طرف که بچرخید، راهی به پس و پیش ندارید. … در 
این نبرد همه جانبه به وظایف خود قیام می کنم»..


گر من در نبرد سرنگونی رژیم دجال خمینی سعادت شهادت نصیبم شد رستگارم. چون در پیشگاه خدا روسفیدم زیرا توحید و یگانگی را از مسعود و مریم آموختم و در راه خدا و خلق، جانانه بر سر پیمانم ایستادم و خونم را فدیه رهایی خلقم کردم.ـ




در این مرحله با ایمان به مرحله سین و تغییر دوران بار دیگر… پیوندم را هرچه مستحکمتر و پولادین تر می کنم که بار مسئولیت پذیری ام را در این دوران صد چندان بیشتر می کند. … بار دیگر از خدا می خواهم که: من را رهروی شایسته در این مسیر گردان! و مجاهد بدهکار باشم و شهادت را که هم چون شهدی شیرین در این مسیر است 
نصیبم گردان. مجاهد بدهکار می مانم. مجاهد بدهکار می میرم».

کلیپ دو سروده زیبا به كبوتران خونين بال و آن سينه سرخان مبارز و مهاجر

گیرم از ساقه بریدند بسی شاخه گل

ریشه ها هست که صد شاخ دگر رویانند

اشرف، اسطوره فناناپذیر