۱۳۹۶ دی ۱۵, جمعه

پیامهای حمایت زندانیان سیاسی از قیام سراسری ایران


نامه زندانی سیاسی گلرخ ابراهیمی از زندان اوین در حمایت از قیام مردم ایران

نامه زندانی سیاسی گلرخ ابراهیمی از زندان اوین در حمایت از قیام مردم ایران
زندانی سیاسی گلرخ ابراهیمی در نامه‌ای از زندان اوین حمایت خود را از قیام مردم ایران اعلام کرده است. در قسمتی از این نامه آمده است ”در چنین روزهایی که مرز دروغین بین دو گروه اصول‌گرا و اصلاح‌طلب در باور مردم از میان برداشته شد و نیرنگ های مکارانه بی‌تدبیران بی‌اثر گشته، در این روزها که آمار کشتار حکومتی (اعدام) سر به فلک گذاشته و هر مخالفی (از کرد و لر و بلوچ و ترک و عرب تا فعالیت سیاسی و حقوق‌بشری و آزادی خواهان و معترضان اصناف کارگری و رانندگان و دانشجویان و معلمان و اقلیتهای مذهبی و… ) را با زدن برچسبی در ماشین کشتار حاکمیت به‌قتل می‌رسانند، حال که زیر پرچم دیانت بساط ارتجاع را گشوده‌اند و به هر بهانه‌یی با سوء‌استفاده از ارزشهای دینی و سنتی جامعه قصد تحریک افکار را دارند، برماست که این بساط ظلم و تزویر را برچینیم و با پیگیری خواسته‌های بر حق‌مان که سال هاست از آن محروم مانده‌ایم در برایر استبداد و خفقان حاکم بایستیم. 
تا سحرگاه آزادی همراه با اعتراضاتی که شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای ایران را به لرزه در آورده و همه اقشار و اصناف و اتحادیه‌ها و تشکلها را در بر دارد و نوک پیکان آن رأس هرم استبداد و ظلم و بیدادگری و فاشیسم را نشانه رفته است ایستاده ام

زندانی سیاسی تبعیدی چنگیز قدم خیری از زندان مسجدسلیمان

زندانی سیاسی تبعیدی چنگیز قدم خیری از زندان مسجدسلیمان در پیامی به مردم به‌مناسبت قیام سراسری مردم ایران می‌نویسد؛
از درون سیاهچاله‌های قرون‌وسطایی زندان مسجد سلیمان، من هم به سهم خود حمایتم را از قیام حق‌طلبانه مردم ایران اعلام می‌کنم.
هم‌چنین سر تعظیم در برابر تمامی جان‌نثاران راه آزادی فرود می‌آورم و در این برهه حساس از تاریخ ایران صمیمانه درود می‌فرستم به پیشگاه بلند تمام مردمان به‌پاخاسته علیه نظام فاسد جمهوری اسلامی. عدالت اجتماعی و آزادی خواست واقعی مردم ماست، و آن چیزی است که مردم را به خیابانها کشانده است.
گسترده باد جنبش و اعتراضات مردمی
پیش به سوی دنیایی عاری از طبقه
چنگیز قدم خیری زندان مسجد سلیمان
۱۸دی ۹۶
ایران- نامه همبستگی زندانی سیاسی ومدافع حقوق بشر و کودکان آتنا دائمی با قیام ایران


ایران- نامه همبستگی زندانی سیاسی ومدافع حقوق بشر و کودکان آتنا دائمی با قیام ایران
زندانی سیاسی سهیل عربی از زندان اوین


زندانی سیاسی سهیل عربی در دومین پیام خود از زندان اوین نوشت:
ما براندازیم با جور نمی‌سازیم

ما نمی‌بازیم بر ظلم می‌تازیم؛ بر ظلم می‌تازیم.
زندانی سیاسی، علی معزی تنها راه نجات در برابر نظام ولایت فقیه را تشکیل ارتش قیام و آزادی

زندانی سیاسی، علی معزی تنها راه نجات در برابر نظام ولایت فقیه را تشکیل ارتش قیام و آزادی اعلام کرد. لینک متن کامل پیام
پیام  زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادوند از بستگان مجاهدان اشرفی در حمایت از قیام سراسری مردم ایران

مردم شجاع و دلیر و قهرمان میهنم 
وقتی صدای اعتراض و قیام شما را در زندان شنیدم که در سراسر ایران طنین انداز شده و وقتی شعار ” مرگ بر دیکتاتور” و ”مرگ بر خامنه ای ” را شنیدم که از سراسر میهنم بگوش ميرسد، درپشت دیوارهای ضخيم زندان احساس شور و شعف کردم. احساسي به گرماي تحقق هزار كانون نبرد جانانه شورشي كه ميرود تا زمستان استبداد سياهي را به نور روشن آزادي تبديل كند. 
من خود را در کنار شما ياران و مردم عزیز میدانم و به شما هزاران درود میفرستم‌. 
درود بر شما که با قیامتان پایه های حکومت ننگین آخوندی را متزلزل کرده اید و وحشت سرنگونی را بر سر تا پای رژیم اند اخته اید. 
به قیامتان ادامه دهید تا سرنگونی دیکتاتوری حاکم، برای آن كه صدايش نزديكتر از هميشه بگوش ميرسد. 
با درود به مردم قهرمان میهنم و شهیدان راه آزادی 
مرگ بر اصل ولایت فقیه - درود بر رجوی 
سلام بر خلق ، سلام بر آزادي 
شاهین ذوقی تبار - دی ماه ۱۳۹۶
زندان گوهردشت كرج
پیام  زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادوند از بستگان مجاهدان اشرفی در حمایت از قیام سراسری مردم ایران

لینک متن پیام  زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادوند از بستگان مجاهدان اشرفی در حمایت از قیام سراسری مردم ایران
پیام حمایت زندانیان سیاسی زندان اردبیل از قیام سراسری مردم ایران

پیام حمایت زندانیان سیاسی زندان اردبیل از قیام سراسری مردم ایران
در قسمتی از پیام آمده است: حاکمان حق‌ ستیز ایران پس از سالها ظلم و ستم به مردم و غارت و چپاول ثروت ملت بزرگ ایران، اکنون باید در مقابل سیل خروشان مردم به جان آمده؛ عقب بنشینند و جای ناروایی را که غصب کرده‌اند؛ ترک کنند

پیام حمایت زندانیان سیاسی  ارژنگ داودی  از قیام سراسری مردم ایران
زندانی سیاسی ارژنگ داودی در زندان زابل روز  هم دی طی پیامی به‌مناسبت قیام مردم ایران گفت:
هم‌میهنان
آوای گرم و خوش تمنای عدالت را تکرار کن فریاد کن که سپیدای بی‌پایان بهار سرخ تبار آزادی بر گستره سبزفام سرزمین اهورایی واقعی‌تر از همیشه نمایان است. 
هم‌میهنان
از درون سیاهچاله‌های قرون‌وسطایی زندان زابل فرارسیدن سال ۲۰۱۸میلادی را به دوست داران جشن و سرور و مهربانی شادباش می‌گویم. همراه با سر تعظیم فرودآوردن در برابر تمامی جان‌نثاران راه آزادی بشر در این برهه حساس از تاریخ میهن، صمیمانه درود می‌فرستم به پیشگاه بلند تمامی مردمان به‌پاخاسته بر علیه سرگردنه داری فقیه فاسد به سرکردگی خامنه‌ای و شرکای شارلاتان ترش 
هم میهنان
توجه داشته باشید که بدون انجام تغییرات بنیادین در ساختارهای سیاسی حقوقی کشور حل بحرانهای فراگیر اجتماعی به‌ویژه فلاکت مزمن اقتصادی محال اندر محال است. بنابراین در مراحل پایانی از چهاردهه مبارزه خونین با استبداد سیاه حاکم از همگان بالاخص از همه جوانان برومند میهن خالصانه می‌خواهم که چاووشان و جان برکفان این هماورد سیاسی را تنها نگذارند و برای رهایی ایران و ایرانی از شر تمامیت ظلم و ستم جاری با صلابت تمامتر به میدان این نبرد ملی وارد شوند. 
هم میهنان
همه‌تان را دوست دارم. همه‌تان را می‌بوسم و برای ساختن یک ایران آزاد یک ایران آباد یک ایران دموکرات یک ایران سرشار از عشق و داد و یک ایران مملو از زندگی روی همه‌تان حساب می‌کنم.
زنده باد ایرانی پاینده باد ایران
پیش به سوی سومین انقلاب رهایی‌بخش یعنی انقلاب دموکراتیک ایرانیان 
ارژنگ داوودی زندان زابل
یکشنبه ۱۰دی ۱۳۹۶خورشیدی
۳۱دسامبر ۲۰۱۷میلادی.
نامه زندانی سیاسی مهدی فراحی شاندیز از زندان مرکزی کرج در حمایت از قیام مردم ایران فرستاده است.
زندانی سیاسی مهدی فراحی شاندیز از زندان مرکزی کرج نامه‌ای در حمایت از قیام مردم ایران فرستاده است.
در این پیام آمده است:‌ صدای حق‌طلبانه شما نوید روز آزادی ایران است. برای ما زندانیان سیاسی که سالیان به انتظار صبح پیروزی شکنجه شدیم ولی هیچگاه امیدمان به آزادی را از دست ندادیم؛ آوای شما نوید روشنایی و پیروزی است.
درودها و حمایتهای ما از زندانهای حکومت سیاهی و تباهی ولایت فقیه نثار شما است.
درود بر شما و عزمتان که ترس و وحشت را در دل پاسداران تباهی و سیاهی انداختید. ما صدای شما را در سلولهایمان می‌شنویم و ترس را در چشمان پاسداران می‌بینیم.
به تظاهرات خود ادامه دهید. خسته نشوید. صدای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه‌ای شما لرزه بر ارکان حکومت یزیدی خامنه‌ای انداخته است.
به تظاهرات خود ادامه دهید. شب و روز در صحن خیابانها باشید و شهرها را تسخیر کنید. مطمئن باشید هر اندازه که شما جلو بروید؛ دیکتاتوری مجبور به عقب‌نشینی است. هیچ قدرتی نمی‌تواند شما را متوقف کند“.

نامه زندانی سیاسی سهیل عربی از زندان مرکزی کرج در حمایت از قیام مردم ایران فرستاده است.



۱۳۹۶ آبان ۱۱, پنجشنبه

ایران-گلریزان وکهکشان همیاری22 سیمای آزادی



بیست و دومینبرنامه همیاری با سیمای آزادی، که از روز جمعه آغاز شد، با استقبال پرشور هموطنان و همیاران تلویزیون ملی ایران، ادامه پیدا کرد.
 در این برنامه ایرانیان آزاده از داخل و خارج کشور در تماسهای خود ضمن اهدای کمکهای مالی به سیمای آزادی بر حمایت خود از این رسانه و از مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران تاکید کردند.
همیاران سیمای آزادی در گفتگوهای خود سیمای آزادی را چراغ روشن خانه های مردم ایران توصیف و تاکید کردند که حمایت آنها از این رسانه، به منظور مقابله با خفقان و سانسور استبداد دینی و کمک برای انتشار هرچه رساتر صدای آزادیخواهی و مقاومت مردم ایران است.
همیاران سیمای آزادی با تأکید بر آمادگی و عزم خود برای حمایت از صدا و سیمای آزادیخواهی مردم ایران در مقابل خفقان و سانسور استبداد دینی، حمایت و کمک‌رسانی به سیمای آزادی در دوران نوینی که مقاومت و هم‌چنین رژیم آخوندی وارد آن شده‌اند را یک وظیفه میهنی توصیف کردند.
دکتر منوچهر هزارخانی


وینستون چرچیل زمانی گفته بود «دوستان آمریکایی ما بسیار باهوش و پیگیرند؛ آنها می توانند برای هر مسأله بغرنج، راه حل عملی پیدا کنند. البته وقتی تمام راه حل های ممکن دیگر را آزمودند و به نتیجه نرسیدند!». 
قضاوتش با شما اعضا و هواداران جنبش مقاومت که چهار دهه است از میان آتش انواع دشمنی ها گذشته اید و به ناچار بر خشمتان افزوده شده است. 
اما باید انصاف داشت: دستگاه اداری سابق ”دوستان آمریکایی” «تمام راه حلهای ممکن دیگر» را آزمود و شکست خورد. حالا وضع در حال عوض شدن است. از این روست که دولتمردان کنونی با ترس و لرز فراوان و نوک زبانی، دارند سعی میکنند همان حرفی را بزنند که شما چهار دهه است با صراحت و شجاعت تمام زده اید و تکرار کرده اید: برانداختن نظام استبداد مذهبی.
پس بکوشیم تا با مشارکت هر چه بیشتر در کارزار همیاری. آتش مقاومت را هر چه بیشتر شعله ور و فروزان نگاه داریم !


این برنامه همزمان از شبکه های اجتماعی ارتباط مستقیم بصورت زنده پخش میشود به این لینکها بپیوندید

 فیسبوکhttps://www.facebook.com/Ertebat-Mostaghim-1052371034793113/  ..
توییتر@ertebatm2013. یوتوب و گوگل پلاس ErtebatM
تلگرام telegram.me/Ertebat_M- ادمین@Ertebatm
وبلاگhttp://ertebatmostaghim.blogspot.fr/.
اینستاگرام  https://www.instagram.com/ertebatm

لینک گزارش کامل از  بیست و یکمین گلریزان همیاری همراه با کلیپ های منتخب

۱۳۹۶ شهریور ۱۰, جمعه

ایران-یادواره مجاهد شهید حسین سلطانی - قهرمانی بی‌رنگ و بی‌نشان


 مجاهد شهید حسین سلطانی

مجاهدی که در سرزمین حسین علیه‌السلام، پرچم هیهات منا الذله بر دوش کشید، راه درازی را از کودکی تا مجاهدت در اشرف در مسیر مجاهدت و فدا پیموده بود. او یکی از فرزندان محروم روستاهای اصفهان بود که با تلاش و سخت‌کوشی خود، به دانشگاههای انگلیس و ایتالیا راه یافت، اما عشق به هموطنان محرومش، او را از میانه راهی که به یک زندگی آسوده می‌انجامید، برگرداند تا مسیر صعب و سخت مجاهدت را بپیماید.
 «من نمی‌گویم سمندر باش یا پروانه باش گر به فکر سوختن افتاده‌ای مردانه باش»
خودش درباره زندگی‌اش نوشته است:
 «من سال 1335 در روستای بابوکان از توابع شهرضا در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمدم. تمام خانواده در یک اتاق زندگی می‌کردیم، و به سختی زندگی‌مان را می‌گذراندیم. در همان روستا به مدرسه رفتم. … . بعد از گرفتن دیپلم در انستیتو تکنولوژی اهواز پذیرفته شدم. در سال 55 هم فارغ‌التحصیل شدم.
پس از گرفتن مدرک فوق دیپلم به بندرعباس رفتم و در یک شرکت مشغول به‌کار شدم».
 «از سال 57 یعنی در بحبوحه انقلاب ضدسلطنتی سازمان مجاهدین را می‌شناختم، در اولین سخنرانی برادر مسعود که پس از آزادی از زندان در دانشگاه تهران ایراد نمود… شرکت کردم».
حسین بعد از انقلاب ضدسلطنتی برای ادامه تحصیل به انگلیس و سپس به ایتالیا رفت. اما عشقش به مردم و آزادی، او را به سرعت به راه و آرمان مجاهدین کشاند.
 «از اواخر سال 59 به تشکیلات انجمن (هواداران) پیوستم، از همان زمان تصمیم گرفتم که تا آخر خط بروم».
از زمان پیوستنش به انجمن هواداران در ایتالیا مسئولیتهای متعددی را به‌طور تمام وقت پذیرفت با اعزام به منطقه مرزی از سال 64 تا 66 در امور لجستیکی و سپس در گردان ادوات سازماندهی شد. مجاهد قهرمان حسین سلطانی در عملیات پیرانشهر و آفتاب، چلچراغ، فروغ جاویدان نیز شرکت داشت.
حسین الگوی کار بی‌نام و نشان بود.
یکی از اشرفیها در مورد حسین نوشته است «حسین عاشق بچه‌ها بود… خیلی زحمتکش بود. آثار یک زندگی پر درد و رنج در چهره‌اش دیده می‌شد ولی هر وقت او را می‌دیدی لبخند می‌زد. … مثل این بود که برادر بزرگتر خودت است… همیشه در خدمت‌گذاری به مجاهدین سرآمد بود. برای خود من الگو بود».
طی ده سال پایداری پرشکوه در اشرف، حسین نیز خوش درخشید و از آنجا که هر مسؤلیتی را در اشرف یک توفیق و یک نعمت می‌دانست. همواره از مجاهدان پرتلاش بود که در عین‌حال خود را مدیون سازمان و مدیون انقلاب می‌دانست. او بعد از حماسه‌های 6، 7مرداد88 و 19فروردین90، سراپا شور درخواست کرد که او را در لشکر فدایی اشرف بپذیرند.
 «از خداوند طلب می‌کنم که به من شایستگی رهروی مجاهدین را عطا کند تا بتوانم دین خودم را به خلق قهرمان ایران در راستای آزادی ادا کنم. … چه باک که در این مسیر شکوهمند از همه چیز خود بگذرم».
وقتی با درخواست او موافقت شد، از شادی و شعف به‌راستی در پوست خود نمی‌گنجید.
 «از این‌که این افتخار نصیبم شده که در اشرف بمانم و جزو لشگر 101 باشم در پوست خود نمی‌گنجم و از خدا می‌خواهم که به من توفیق دهد تا بتوانم شکر این همه نعمتی که به من ارزانی شده را به جا بیاورم. … خصوصاً که انتخاب مجددم قرین ماه محرم شده و معنا و مفهوم دیگری پیدا می‌کند. با سرفرازی و با صدای رسا می‌گویم هیهات منا الذله... 28آبان 1391 حسین سلطانی»
مجاهد قهرمان حسین سلطانی که زرّ ناب وجودش از قضا در کوره حوادث و خطرها صافی‌تر و درخشنده‌تر می‌شد، در آخرین روزهای زندگی افتخار آمیزش نوشت:
 «در اشرف قهرمان همراه با سایر خواهران و برادرانم… بر عهد و پیمانم ایستادگی خواهم کرد. خدایا مرا شایسته این همه لطف و پرداخت از طرف رهبری بگردان».

دفتر زندگی پر درد و رنج ولی شکوهمند حسین سلطانی این رهپوی حسین علیه‌السلام، در سپیده دمان دهم شهریور با خون پاکش امضا شد. او ادامه این راه را به نسلهای پس از خود سپرد، تا برای سرنگونی یزید زمانه به‌پاخیزند.
لینک زندگی نامه برای مطالعه کلیک  کنید

ایران- یادواره گرد تبریز فرمانده سخت کوش ارتش آزادی مجاهد شهید محمدعلی محمودی



محمدعلی محمودی
«افتخار می‌کنم که در چنین سازمانی هستم که در دنیایی که بی‌عدالتی بیداد می‌کند و در دوران افول ارزشها، این‌چنین روی اصول و آرمان و ارزشهای انسانی، محکم و استوار ایستاده و بهای آن را با فدا و صداقت حداکثر می‌پردازد». محمدعلی محمودی 15مرداد 92.
محمدعلی شیردلی از زادگاه تاریخی مجاهدین، شهر مجاهد پرور تبریز بود.
 «از شروع انقلاب ضدسلطنتی من به مرور با فعالیتهایی که سازمان در جامعه داشت… آشنا شدم. با شروع فاز نظامی به این نتیجه رسیدم و وظیفه مبرم خودم دانستم که باید… در راه سازمان با خمینی جنگید. به این علت با شروع فاز نظامی فعالیت خودمان را در راستای خط وخطوط سازمان بر علیه خمینی ضدبشر شروع کردیم».
 «در تاریخ 14فروردین 62 با آمدن به منطقه کردستان و پیوستن به سازمان فعالیت حرفه‌ای خودم را شروع کردم».
مجاهد شهید محمدعلی محمودی پس از حضور در منطقه کردستان در واحدهای رزمی مجاهدین خلق سازماندهی شد. در سالهای 62 و63 در واحدهای نظامی مجاهدین در کردستان، دلاورانه جنگید و در سالهای بعد با تأسیس ارتش آزادیبخش در موضع فرماندهی آتشبار در گردانهای ارتش آزادیبخش انجام وظیفه کرد.
در تمام سالهای پس از آن، زندگی محمدعلی در تلاش و سخت‌کوشی خلاصه می‌شود. انجام مسئولیتهای پرزحمت در امور پشتیبانی و مدیریتهای گوناگون ارتش آزادی؛ به‌ویژه مدیریت ترابری، تعمیر و نگهداری ماشین‌آلات، و زرهیهای ارتش آزادی‌بخش. در تمام این مسئولیتها، محمدعلی همیشه جلودار کارهای سخت و سنگین بود. همین رنج و تلاش در دوران ده ساله پایداری اشرف به مراتب بیشتر شد. از جمله او در ساخت و ساز بسیاری از بناهای اشرف که آن را تبدیل به مروارید صحرا کرد نقش فعالی داشت.
او در مصاحبه‌ای راجع به کارش در اشرف گفت:
 «من مسؤلیتم سرویس و نگهداری همه این ماشین آلا ت هستش، پروژه‌هایی هم که انجام دادیم از جمله امجدیه، بهارستان، مسجد، اینها را با این ماشین‌آلاتی که با اینکه...
همین پروژه‌هامون جنگمون با خمینی است. به‌خاطر همین عشق بیشتری داریم که بیشتر به این ماشین‌آلات برسیم و پروژه‌هامون به نحو احسن پیش بره، چونکه این نوعی از مبارزه مون است»
سرچشمه تواناییها و خلاقیتهای محمدعلی در انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین بود. خود او در این باره در دیماه 88 نوشته است:
 «فهم جدیدی از انقلاب خواهر مریم به‌دست آوردم و با ایمان و یقین می‌گویم که ما بدون انقلاب خواهر مریم، این مسیر پرشکوه را که تا الآن طی کرده‌ایم، … نمی‌توانستیم طی بکنیم. به‌خصوص در این فاز نهایی خودم را بیش از هر زمان دیگر به انقلاب نیازمند می‌بینم».

محمدعلی قهرمان در مورد آخرین مأموریتش در اشرف این‌گونه نوشت:
 «سازمان یک منت بزرگ بر گردن من گذاشته که جزو نفراتی باشم که در مأموریت حفظ و نگهداری اموال سازمان در اشرف باشم. این اموال با رنج و خون شهیدان و خلقمان تأمین شده و من این مأموریت را جزیی از جنگ با رژیم می‌دانم... با استعانت از سرور شهیدان و با سوگند به خون شهیدانمان، عهد می‌بندم که برای محقق کردن سرنگونی رژیم پلید ولایت‌فقیه، لحظه به لحظه تلاش کنم و در این مسیر مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم.
هیهات مناالذله. علی محمودی - 28آبان 91»
آخرین واژه‌های محمدعلی قهرمان که در هشتم مرداد 92، روی کاغذ آورده، باز هم تعهد و سوگند پایداری تا آخر است و کوهمردی را در برابر چشم قرار می‌دهد که توفان حادثه‌ها کمترین اثری بر عزم و پایداریش ندارند:
 «... رژیم ضدبشری خمینی با تمام توان و امکانات در این ده سال به‌خصوص در فاز سرنگونی تلاش کرده که تشکیلات مجاهدین را از بین ببرد؛ که با پایداری بی‌مانند مجاهدین، سرشان به سنگ خورده. … تعهد می‌دهم که در این مسیر تا آخرین قطره خونم جزو یکان 72 باشم و با جنگ صد برابر و بیابیا به دشمن در جمیع جهات بتوانم به عهدم با خدا و خلق وفادار بمانم».

در سحرگاه خونین 10شهریور، قهرمان مجاهد خلق محمدعلی محمودی با ناجوانمردانه‌ترین روش‌ها در خون خود در غلتید. اما آرمانی که او مدافع و مبلغ آن بود، سر به آسمان و بلندترین اختران آن سایید. خون محمدعلی این پیام را به یکانهای ارتش آزادی در سراسر میهن می‌دهد که ”ارتش قیام تنها راه رهایی ستم دیدگان میهن اسیر ماست. با هر آنچه در دست داریم، یا حتی نداریم، باید علیه دشمن ضدبشری جنگید و آن را سرنگون کرد
لینک زندگی نامه برای مطالعه کلیک کنید

ایران- یادواره مجاهد قهرمان ابوالقاسم رضوانی دادخواه پایداران شهر شرف


مجاهد قهرمان ابوالقاسم رضوانی

از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی ایران
وکیل و قاضی دادگستری در ساری و وکیل مجاهدان اشرف
سابقه حرفه‌ای مبارزاتی در تشکیلات مجاهدین: 36سال
از اعضاء شورای ملی مقاومت ایران (کمیسیون قضایی)
وکیل و فوق‌لیسانس حقوق

 «زندگی را با مرارت و کارگری در جوار خانواده تا سال 1349 گذراندم. در سال 50 وارد دانشگاه تهران شدم و در سال 54 در رشته حقوق قضایی فارغ‌التحصیل شدم. … همزمان با رشد آگاهیهای مردمی و رشد جنبش انقلابی به مبارزه پیوستم و در حد توان خود در تعمیق آن کوشیدم. در همان ایام بود که با سازمان و مبارزات آن آشنا شدم. پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی به فعالیتهای مردمی خود، چه در دادگاه انقلاب تهران و چه در دادگاه انقلاب ساری و چه در هیأت رسیدگی به اختلافات ارضی گرگان و دشت ادامه دادم… در اواخر سال 59 تصمیم گرفتم کار در دادگستری را رها کرده و در ارتباط مستقیم با سازمان قرار گیرم و فعالیتهایم را در انجمن حقوقدانان مسلمان شروع کردم… در خرداد ماه 64 به منطقه آمدم و در ارتباط با سازمان قرار گرفتم».
قاسم در مورد پیوستنش به ارتش آزادیبخش ملی ایران نوشت:
 «من اکنون افتخار می‌کنم که در صف رزمندگان مجاهد خلق قرار دارم و در نبرد (با دشمنی) که تمامیت ایدئولوژی و میهن ما را تهدید می‌کند شرکت دارم».
به این ترتیب، این وکیل و فعال میدان حقوق و دادگستری، برای گرفتن حقوق مردمش، به میدانهای رزم و نبرد شتافت. سلاح به دست گرفت و در لباس رزم آوران در عملیاتی گردانی و جبهه‌ای ارتش آزادیبخش هم‌چون آفتاب و چلچراغ و فروغ جاویدان جنگید. پس از آن نیز در بخشهای مختلف ارتش آزادی، مسئولیتهای گوناگونی را عهده‌دار شد.
مجاهد قهرمان ابوالقاسم رضوانی به‌قدری خاکی و فروتن بود و همیشه داوطلبانه به ‌امور خدماتی و شهرداری و حتی تخلیه فاضلاب می‌پرداخت که اگر کسی سوابق او را نمی‌دانست، هرگز تصور نمی‌کرد که او یک وکیل کارآزموده دادگستری و صاحب کرسی حقوق و قضاوت است. همین ویژگی بود که او را به‌ مجاهدی وارسته و چهره‌یی محبوب و الهام‌بخش در میان همرزمانش تبدیل کرده بود.
سالها تلاش و مجاهدت، و گذر از ده سال پایداری و تحمل فشارهای محاصره و هجومها و توطئه‌های دشمن، از ابوالقاسم مجاهدی کوهوار ساخته بود.
ابوالقاسم قهرمان پس از حمله مزدوران خامنه‌ای و مالکی به اشرف در مرداد 88، در جریان کارزار جهانی برای آزادی 36 مجاهد گروگان، در مصاحبه‌ای گفته بود:
 «ماده 3 کنوانسیون ژنو می‌گوید، ماده سه، اعمال زیر را در مورد اشخاص مورد نظر در هر زمان و در هر مکان ممنوع کرده و ممنوع می‌کند. این اعمال عبارتند از لطمه به حیات یا تمامیت جسمانی افراد و به‌طور مشخص گروگانگیری. ماده 146 و 147 هم به‌نحوی گروگانگیری را ممنوع و آن را از جرایم جنگی به‌شمار می‌آورد».
اوج صلابت و استحکام عزم و اراده قاسم را به‌خصوص در دو ساله آخر زندگیش می‌شود دید؛ وقتی که، در اشرف برای نگاهبانی اموال مجاهدین ماند.
او عزم خود را برای پایداری‌اش، در آخرین کلماتش بیان کرد:
 «… رستگاری از آن کسی است که خونش در خاک اشرف ریخته شود و در کنار شهدای 6 و7مرداد و 19فروردین به خاک سپرده شود…».
چون پیشتاز خویش
ایران ببین!
این خون سرخ و داغ مجاهد به خاک دشت
بار دگر
به پرچم تو رنگ می‌دهد
دژخیم در تله است
از عزم پایداری اشرف
الهام گیر
بر پا به پیش»
اگر چه جلادان خامنه‌ای و مالکی خون او را به مظلومانه‌ترین صورت ریختند، اما بی‌شک، خدا و خلق و تاریخ، شاهد تحقق خواست و دعای او در ایران فردا خواهند بود. وقتی که در نقشه مسیر خود در سال 91 نوشت:

 «از خدا می‌خواهم سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه را نزدیک و دیدگان مردم ایران را به جمال جان جانان و مهر تابان روشن نماید».
لینک زندگی نامه برای مطالعه کلیک کنید